جلال الدين الرومي

273

فيه ما فيه ( فارسى )

نگاه داشت خود اسم مصدر است و الحاق ياء مصدرى بدان از جهت افاده معنى مصدرى ضرورت ندارد و نظير آن كلمه نابودى و كاستى است كه در استعمالات متداولست و كلمه ناداشتى به معنى فقر و فاقه درين بيت نظامى گنجوى : ز دنيا برم رنگ ناداشتى * دهم باد را با چراغ آشتى و اين هر سه شاهد از افادات دانشمند نحرير آقا على اكبر دهخدا دامت ايام افاضاته به دست آمده است . لفظ « بودش » كه در زاد المسافرين ناصر خسرو بارها استعمال شده و در بعضى نقاط جنوبى خراسان هنوز هم به معنى اقامت مستعملست نظير اين تعبير تواند بود از آن جهت كه بود اسم مصدر است و بااين‌همه « ش » كه علامت اسم مصدر است بدان ملحق گرديده است . ( 28 ) س 18 ، « من اعان الخ » حديث نبوى است و در كنوز الحقائق عبد الرّءوف مناوى ( چاپ هند ص 123 ) توان يافت . ( 29 ) ص 23 ، س 10 ، انقلاب : منجّمان چهار برج را كه در اوائل فصول اربعه واقع و عبارتست از حمل و سرطان و ميزان و جدى ، منقلب نامند و در مقابل چهار برج را كه در اواسط فصول چهارگانه است و آن عبارت است از ثور و اسد و عقرب و دلو ثابت گويند و چهار برج را ( جوزا و سنبله و قوس و حوت ) ذو جسدين خوانند و نيز انقلاب تغيير فصل است از بهار به تابستان و از پاييز به زمستان براى اطلاع از عقائد اهل نجوم در معنى انقلاب و نقطه انقلاب رجوع كنيد به كشاف اصطلاحات الفنون در كلمه برج و دائره . ( 30 ) س 11 ، « من عرف الخ » از كلمات حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب است و مولانا در فيه ما فيه ( همين كتاب ) آن را بدان حضرت نسبت داده و ابن ابى الحديد در ذيل نهج البلاغه كه مشتمل است بر هزار كمله از كلمات قصار آن بزرگوار كه سيد رضى ذكر نكرده عين اين كلام را آورده است ( شرح نهج البلاغه چاپ مصر ج 4 ص 547 ) ولى مولانا در مثنوى مضمون آن را از قول حضرت رسول ( ص ) نقل مىنمايد : بهر اين پيغمبر آن را شرح ساخت * كان كه خود بشناخت يزدان را شناخت ( مثنوى ص 486 ) و در كنوز الحقائق ( چاپ هند ص 9 ) به نقل از مسند الفردوس جزو